دکتر بهمن نامور مطلق، دبیرفرهنگستان هنر، در مراسم بزرگداشت چهلمین روز درگذشت محمود درویش، شاعر مقاومت فلسطین گفت: «محمود درویش درجهان عرب یک اسطوره بود و زبان و فریاد شاعران مقاومت فلسطین به شمار می رود. درگذشت این شاعر را به همه دوستداران او درجهان اسلام تسلیت میگوئیم».

به گزارش اداره کل روابط عمومی فرهنگستان هنر، در این مراسم که روز چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ماه با حضور کاردار فلسطین، دکتر خامه یار، معاونت پژوهشی بنیاد شهید، دکتر فاطمه راکعی، دبیر مراسم و جمعی از استادان انجمن شاعران ایران و دوستداران ادبیات مقاومت درموزه هنرهای معاصر فلسطین برگزارشد، ابتدا سهیل محمودی، شاعر معاصر، به عنوان مجری آغازین این نشست به قرائت شعری ازمحمود درویش با عنوان «من یوسفم پدر»، ترجمه عبدالرضا رضایی نیا پرداخت و سپس دکتر فاطمه راکعی دبیر انجمن شاعران ایران و دبیر این مراسم به بیان مقدمهای درباره علت اهمیت شخصیت این شاعر پرداخت و گفت: «محمود درویش شاعری بزرگ به معنای واقعی کلمه بود. آثار او چه درمضامین عاشقانه و چه درمضامین سیاسی جزو آثار برجسته ادبی به شمارمی رود». راکعی هم چنین محمود درویش را شاعری متعهد خواند و افزود: «اشعار محمود درویش به سی وپنج زبان زنده دنیا ترجمه شده است. او شاعری است که به خاطر نوشتههایش اعم از شعر، نثر و مقالاتش بسیارمورد توجه قراردارد. درویش مبارزی اهل قلم بود که تمام آلام و آرمانهای ملت فلسطین را به زبان شعر سروده است. او بارها به خاطراشعارش به زندان افتاد و سالهای زیادی را در تبعید به سر برد. به همین دلیل با زبان شعر دنیا آشنا بود و به گفته خودش در سالهای تبعید شعرش را ارتقاء بخشید».
در ادامه این مراسم، میزگردی با مدیریت ساعد باقری درباره شعر محمود درویش برگزار شد. در ابتدای این میزگرد، موسی بیدج (مترجم ، شاعر وپژوهشگر) سخنرانی خود را با عنوان «فلسطین در شعر محمود درویش» ارائه داد و گفت: «ازمحمود درویش سی مجموعه شعر و شش مجموعه نثر منتشر شده است که آخرین اثر او «رد پای پروانهها» نام دارد. به گفته بسیاری از صاحب نظران عرب، محمود درویش آخرین شاعر عربی بود که هزاران نفر را به سمت شب شعرهایش میکشید. اتفاق بزرگی که در شعر محمود درویش افتاد این بود که او نام و آرمان مردم فلسطین را وارد ادبیات جهان کرد و این اتفاق کمی نیست. اشعار او بعد ازخروجش از بیروت، تفاوت بسیاری کرد، قبل از آن، اشعارش بیشتر غنایی و موزون بود، ولی بعدها با وزنهای نرمتر و موسیقی ملایمتری شعرهایش را سرود. او در این باره معتقد بود که شعرنباید فریاد بزند، بلکه باید تصویر نقاشی کند». موسی بیدج در پایان صحبتهایش به قرائت شعر «ریتا و تفنگ» از محمود درویش پرداخت.
در ادامه دکتر سهیلا صلاحی مقدم، استاد ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا، به بیان سخنرانی خود با عنوان «وطن در شعر محمود درویش و ملک الشعرای بهار» پرداخت و گفت: «ملک الشعرای بهار، شاعری بود که بیشتر در سبک کلاسیک کار می کرد. ولی اشعار محمود درویش بیشتر در سبک نو جلوه گر شده است و نماد و تصویرهای اجتماعی حرف اول را در آن می زند. محمود درویش جوهره مردم فلسطین است که از دست دادن سرزمین مادریش در کتب شعر و نثرش انعکاس یافته، چنان که مضامین وطن و عشق به ایران نیز در شعر ملک الشعرای بهار بسیار مشهود است».
صلاحی مقدم در پایان صحبتهایش به قرائت اشعاری از محمود درویش و ملک الشعرای بهار و قیاس مشابهت مضامین در شعر این دو شاعر پرداخت.
سپس دکتر حسن گلی درباره «نمادها و رمزها در شعر محمود درویش» سخنرانی کرد و گفت: «محمود درویش را نمیتوان شاعری رمزگرا دانست، اما رمزها و اسطورههای بسیاری در اشعارش به کار برده است. به طور کلی نمادها و رمزهایی که در اشعار محمود درویش مشهود است، به سه دسته تقسیم می شوند: دسته اول نمادهایی هستند که جایگزین فلسطین شده اند و آن را سرزمینی غصب شده نشان می دهند، دسته دیگر نمادهایی که نمایانگر آوارگی مردم فلسطین هستند و دسته سوم نمادهایی که جایگزین اسرائیل شدهاند و آن را قدرتی مهاجم، نژاد پرست و غاصب معرفی میکنند».
در پایان این نشست دکتر نرگس گنجی، شاعر واستاد گروه ادبیات عرب دانشگاه اصفهان، به بازگویی خاطره دیدار خود با محمود درویش در سوریه پرداخت و درباره شخصیت این شاعر اظهار کرد: «محمود درویش خلاصه دردها و حرفهای ملتی که سرزمینشان سرزمین انبیاست و خلاصه یکتا پرستیهای مردم این سرزمین است. او شاعری بسیار متواضع بود که شعر را عصاره عقل و روح بشر می دانست و زلالی روح و شخصیتش در بند بند واژگان اشعارش متبلور است».

۰ Comments