موسیقی فلسطینی در تبعید صداهای مقاومت (پناهندگان و مهاجران غرب آسیا) عنوان کتابی است که لوئیس برهونی Louis Brehony، موسیقیدان و پژوهشگر عرصه موسیقی فلسطین، در سال ۲۰۲۳ منتشر کرده است. این کتاب در وبگاه Mondoweiss که یک سازمان خبری مستقل است و تلاش دارد تا اخبار مربوط به فلسطین را منتشر کند، با عنوان «موسیقی و مقاومت پس از ۷ اکتبر» نقد و بررسی شده است.
ابتدا بهتر است خوانندگان این مطلب را کمی با لوئیس برهونی آشنا کنیم.

لوئیس برهونی یک فعال، موسیقیدان، مربی و یک محقق برجسته جهانی در زمینه موسیقی فلسطین است. او کارگردان فیلم مستند برنده جایزه «کوفیا: انقلابی از طریق موسیقی» (۲۰۲۱) است و مقالات زیادی در مورد فلسطین و فرهنگ سیاسی در مجلات Palestine Chronicle، Middle East Monitor، Arab Media and Society و طیف وسیعی از مجلات دیگر منتشر کرده است. لوئیس دکترای خود را از کالج کینگز لندن و کارشناسی ارشد آهنگسازی را از دانشگاه سالفورد دریافت کرده و به عنوان نوازنده، چند ساز را در سطح بینالمللی اجرا میکند. خانواده او اصالتاً ایرلندی هستند و در منچستر، بریتانیا زندگی میکنند.
برهونی در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۳ کتاب موسیقی فلسطینی، در تبعید صداهای مقاومت PALESTINIAN MUSIC IN EXILE Voices of Resistance، را در ۳۴۰ صفحه منتشر کرده است. او در این کتاب تلاش کرده تا از طریق مصاحبه با موسیقیدانان و خوانندگان فلسطینی پناهنده و همچنین مطالعه تاریخی ریشههای آن به تحلیل و بررسی این موسیقی که بعد از «طوفان الاقصی» بیشتر نمود جهانی پیدا کرد، بپردازد.

آنچه در پی میخوانید، نقد و بررسی است که در وبگاه Mondoweiss منتشر شده است:
کتاب موسیقی فلسطینی در تبعید: صداهای مقاومت (پناهندگان و مهاجران در غرب آسیا)، از طریق «صمود» و پایداری در هر جنبهای از زندگی خود، از جمله در موسیقی، مقاومت را تمرین میکنند. پس از ۷ اکتبر، موسیقی فلسطینی میتواند به عنوان قطبنمای اخلاقی به سمت استعمارزدایی عمل کند.
«مطالعهای تاریخی و معاصر از موسیقی فلسطینی در تبعید در غرب آسیا، نیم قرن در مکانهای مختلف از جمله غزه، ترکیه، کویت و مصر را در بر میگیرد. موسیقیدانانِ مردمی، در اینجا به عنوان بازیگران قدرتمندی ظاهر میشوند که داستانهایشان در مرکز توجه قرار میگیرد، نقدهایی از شرایط موجود و دیدگاههای جدیدی در مورد آوارگی و انتقال روایتهای فلسطینی بازگو میکنند و چشماندازهای جایگزینی برای آینده ارائه میدهند.
لوئیس برهونی استدلال میکند که تحت شرایط روابط استعماری و آوارگی مکرر، بازپسگیری فضای عمومی با انقلاب زیباییشناختی همراه بوده است، هم صداهای فلسطین را گسترش داده و هم سنتی کرده و پیامهای صمود (استقامت) و مقاومت را به همراه داشته است. این مجموعه بهموقع و الهامبخش از قومنگاریهای موسیقی، که بر اساس یک دهه تحقیق در اروپا و خاورمیانه تهیه شده است، تاریخ شفاهی غنی از موسیقی فلسطینی معاصر را ارائه میدهد و طیف گستردهای از تجربیات غُربا یا حالت تبعید را در بر میگیرد.»
با توجه به این دوره از مقاومت شدید، همزمان با اینکه «عملیات طوفان الاقصی»، دولت صهیونیستی را هدف قرار میدهد، انتشار کتاب «موسیقی فلسطینی در تبعید صداهای مقاومت» نوشته لوئیس برهونی (۲۴ اکتبر ۲۰۲۳) نمیتوانست بهموقعتر باشد. این کتاب تاریخ موسیقی فلسطینی را در اردوگاههای پناهندگان نزدیک به فلسطین و همچنین در غزه و فلسطین از سال ۱۵ می ۱۹۴۸ (۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۷ ش) دنبال میکند.

برهونی میگوید: «فلسطین خود به دلیل آوارگی پس از نکبت، محل تبعید است».
بر اساس کارهای میدانی انجام شده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱، برهونی تحقیقات خود را در فلسطین آغاز کرد و سپس به اروپا نقل مکان کرد، جایی که نیمی از نوازندگان مشارکتکننده، اکنون در آن زندگی میکنند. انگیزه او، بیش از یک کتاب درسی استاندارد در مورد تاریخ موسیقی، منعکس کننده «همبستگی و حمایت انقلابی» (صفحه ۳۰) همراه با عشق به خودِ موسیقی است. برهونی از جایگاه خود به عنوان «حامی متعهد» «تودههای استثمار شده و ستمدیده» (صفحه ۳۰) در سراسر جهان، تلاش میکند تا در قالب «روشنفکر ارگانیک» (صفحه ۲) که توسط رمزی بارود Ramzy Baroud در کتاب «این زنجیرها شکسته خواهند شد: داستانهای فلسطینیان از مبارزه و مقاومت در زندانهای اسرائیل» (۲۰۲۰) توصیف شده است، جای گیرد.
مقدمه با محاصره غزه توسط صهیونیستها در سال ۲۰۲۱ آغاز میشود، که نه تنها به این دلیل مهم است که وحشیگری آن اکنون نیز تکرار میشود، بلکه به این دلیل که انتفاضه وحدت، لحظهای از مبارزه جمعی را نشان میدهد، موضوعی که در سراسر کتاب تنیده شده است (صفحه xiii). اگرچه هر فصل با یک حکایت، یک مورد تاریخی برای جذب خواننده، آغاز میشود، برهونی تأکید میکند که چنین تجربیاتی از یک «جهان جمعی» (صفحه ۵) سرچشمه میگیرد که در آن موسیقی منعکسکننده مقاومت در برابر خصومت و آوارگی است. بر این اساس، او استدلال میکند که استعمار در رابطه با موسیقی هم «سرکوبگر و هم سازنده» است و «صمود [استواری]، مقاومت و نقد مردمی» (صفحه ۶) را برای سرنگونی اشغال صهیونیستی که چندین دهه قدمت دارد، منعکس میکند.
در این مورد، صمود به معنای تلاش فردی نیست. در عوض، این واژه نمایانگر مبارزه جمعی است، نه نوعی قهرمانپرستی که مختص فرهنگ غربی است. برهونی با رد قربانیگرایی و فردگرایی غربی، تعریف لاله کلیلی از صمود را به عنوان «ذاتاً خوشبینانه، ارزشمند برای استقامت ملت در شرایط وخیم» ذکر میکند. (صفحه ۲۷) این دیدگاه «رهبری زنان را در صمود احیا میکند»، (صفحه ۲۷) جایگاه مردمی آنها را به عنوان سدی در برابر رهبری بورژوازی که از زمان توافق اسلو شکوفا شده است، حفظ میکند.
در سالهای اولیه انتفاضه اول، موسیقی صمود و مقاومت، فضایی را در غزه برای زنان جوانی که برابری جنسیتی را در دستور کار ملیگرایانه قرار دادند، گشود (صفحه ۹۴). برهونی با استناد به لیلا خالد، نماد انقلابی، اصل خود را تکرار میکند که فمینیسم در مبارزه برای آزادی فراتر از فرد است (۱۱۳). به همین ترتیب، اریکا کینز توضیح میدهد که چگونه فمینیسم انقلابی آفریقایی «به دنبال به چالش کشیدن و از بین بردن نابرابریهای ساختاری و پویایی قدرت است»، اما «وقتی لیبرالیزه میشود، اولویتها به دیدگاهها و تجربیات فردگرایانه تغییر میکند و بر توانمندسازی شخصی تمرکز میکند تا پرداختن به مسائل سیستماتیک گستردهتر.» بر این اساس، برهونی خاطرنشان میکند که در طول انتفاضه، زنان جوان در خیابانها همراه با مردان با ظلم و ستم دولت صهیونیستی روبرو بودند.
در حالی که برهونی هیچ شکلی از مقاومت را بر دیگری ترجیح نمیدهد، خاطرنشان میکند که موسیقی مقاومت، عموماً «سیاست لیبرال عدم خشونت را رد میکند» و اظهار میدارد که «روایتهای صمود، شاعرانگی [را با] مبارزه مسلحانه در هم میآمیزند» (صفحه ۱۱). برهونی با تمرکز بر فلسطینیان در غُربا (محل تبعید، که به معنای بیگانگی است)، سنت موسیقی را از طریق «دیدگاه کنفانی از مبارزه مردمی» (صفحه ۲۱) و درک مارکسیستی از فرهنگ و امپریالیسم میبیند، که هر دو ابزاری برای بررسی «ریشههای جمعی» (صفحه ۲۱) موسیقی شورشی هستند.
برهونی در این راستا به موسیقی سعید سیلبک میپردازد که به دنبال جایی برای صداهای سازی، در موسیقی مقاومت بود. از ریشههایش در الدخیل («درون» فلسطین تاریخی، که در مرزهای دولت اسرائیل مستعمره شده است)، موضع ضد صهیونیستی سیلبک او را به رد سیاست «عادیسازی» (صفحه ۱۵۴) سوق داد و با وجود احتمال آسیب به حرفهاش، از همکاری با نوازندگان اسرائیلی خودداری کرد.
برهونی خاطرنشان میکند: «فشار آوردن به سمت «راه سوم»، به معنای «سازگاری» از سوی فلسطینیها، به معنای پذیرش یک موقعیت نابرابر خواهد بود.» (صفحه ۱۵۵) برخلاف «بورژوازی کُمپرادور»۱ که «میانهروی» (صفحه ۱۵۲) را بر امتناع از همکاری ترجیح میدهند، سیلباک، عود را از تصرف اسرائیل بر این ساز بازپس گرفت و بدین ترتیب آن را به عنوان نمادی از «بومی بودن موسیقی» (صفحه ۱۶۷) در فضاهای ملیگرایی و مقاومت انقلابی معرفی کرد.
برهونی ادعا میکند: «رژیم اسرائیل از دل تناقضات خود، گورکنهای خود را میسازد.» (صفحه ۱۶۸) سیلباک در «روایت متقابل خود برای «همزیستی»، مسیر دیگری را ارائه میدهد: «نه به عادیسازی، بله به آزادسازی» (صفحه ۱۶۸)، راهی که در این دوران بسیار مورد نیاز است.
در دوران نزاع، عود در مرکز گردهماییهای عمومی و نوارهای ضبط شده بوده است. موسیقی و سیاست که از پایین هدایت میشوند، «همزیستی و اغلب در هم میآمیزند» (صفحه ۷). با شروع انتفاضه ۱۹۸۷، مرکز مقاومت به غزه منتقل شد (صفحه ۹۳). در سال ۲۰۲۱، انتفاضه وحدت، شاهد مقاومت یکپارچهتری در سراسر فلسطین تاریخی بود و تا به امروز نیز در آنجا باقی مانده است.
در فصل ۶، برهونی مطالعات موردی سه نوازنده – ریم عنبر (عود)، روان عکاشه (خواننده) و سعید فاضل (کیبورد، عود و خواننده) – را ارائه میدهد که نمونهای از روحیه انقلابی شهر غزه هستند. برهونی با اذعان به اینکه غزه بمبارانهای متعددی از جمله جنگ را که اندکی قبل از انتشار این کتاب آغاز شد، تحمل کرده است، از به تصویر کشیدن فلسطینیها به عنوان قربانیان صرف خودداری میکند. با توجه به فراخوان رمزی بارود Ramzy Baroud، برای ارزیابی مجدد «نکبت» به عنوان «انگیزهای برای مقاومت مداوم» به جای «جشن قربانی بودن»، برهونی بر «انگیزههای مقاومت، استقامت و پایداری مردمی، در مواجهه با ظلم صهیونیستی» تأکید میکند، که اغلب «تحت عنوان صمود» ترجمه میشود. (صفحه ۱۱)
او مینویسد: «انرژیهای غزه، موسیقیدانان جوان را به ایده فرح یا شادی از طریق موسیقی، در روابط پویا با ملت و میراث، بازمیگرداند.» (صفحه ۱۷۳) اگرچه «ریم» غزه را ترک کرده است تا «در موقعیتهای جدید تبعید» قرار گیرد، اما «داستان او به فلسطین و سالهای پرشور و سازنده خلاقیت و همبستگی اجتماعی بازمیگردد.» (صفحه ۱۶۹)
ریم با به چالش کشیدن نقشهای جنسیتی، شروع به نواختن عود کرد. او از عود به عنوان یک رسانه شخصی استفاده میکند که در صمود (sumud) نهفته است، استواریای که «شادی در میان وحشت استعماری» (۲۰۸) و همچنین اقدام جمعی را ممکن میسازد. او میگوید که از عود برای «سخن گفتن»، «نوشتن پیام» (صفحه ۱۸۴) استفاده میکند: «من فلسطین هستم و از طریق موسیقیام وجود دارم.» (صفحه ۱۸۴) به این ترتیب، او خود را در داستان کشوری میبیند که اسرائیل وجودش را انکار میکند.
ایلان پاپه Ilan Pappé ، مورخ اسرائیلی، مینویسد: «حفظ قطبنمای اخلاقی، چالشبرانگیز است، وقتی جامعهای که به آن تعلق دارید – رهبران و رسانهها به طور یکسان – جایگاه والای اخلاقی را در پیش میگیرد و از شما انتظار دارد همان خشم برحقی را که با آن به وقایع شنبه گذشته، ۷ اکتبر، واکنش نشان دادند، با آنها به اشتراک بگذارید.»
کتاب برهونی علاوه بر تاریخ استادانهاش از موسیقی فلسطین، به عنوان چنین راهنمایی عمل میکند و باورهای از پیش پذیرفته شده را با دیدگاهی تازه از چگونگی ایجاد جهانی بهتر تقویت میکند. مانند جهتی که «پاپه» به آن اشاره میکند، این کتاب «به سمت شمال – به سمت استعمارزدایی و آزادی» هدایت میشود و مسیری را نشان میدهد که از میان «سیاستهای ریاکارانه و غیرانسانی که اغلب به نام «ارزشهای مشترک غربی ما» انجام میشود، عبور میکند.
- کمپرادور واژهای در زبان پرتغالی به معنای «خریدار» است. این واژه در گذشته نام عمومی بازرگانانی بود که در چین و هند و دیگر کشورهای جنوب آسیا به عنوان واسطه سرمایهداران و شرکتهای خارجی (عمدتا اروپایی) عمل میکردند. بعدها این واژه همراه با واژه «بورژوازی» به صورت بورژوازی کمپرادور در متنهای سیاسی و اقتصادی (عمدتا مارکسیستی) رایج شد که منظور از آن اشاره به واسطهها و دلالان سرمایهداران خارجی در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین بود. ↩︎

۰ Comments